خرید بک لینک

درباره سایت

789 .

امکانات وب

بسم اللهتوی یکی ازین اردوهای استانی ، نشسته بودیم دور سفره . خانمی ، دوغ خواست . بزرگواری ازون ور سفره ، بطری دوغو گرفتن سمتشخانمم جای تشکر گف : « تَــشِه به مُو مِتّـی ؟ » ( تهشو به من میدی ؟! )..محبتکردن این چیزارم داره .. که شما نیّتت رفع نیازه ، برآوردنه ، کمککردنه ، خیره .. و اون تَشو میبینه ولی .. فقطخلاصه که تَشم بود ، بتـــّـه ، با همون نیتی که داری و درسته

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 18 بهمن 1401 ساعت: 11:20

بسم اللهمرگ برای من یه اتفاق زیباساعجابانگیز ، هیجاندار ، معرکه ، بینظیر .. و وااااااو ! ببین خدا چه کردهطور :)و عزرائیل ؟ دوسش میدارم .. چهرهش مهربونه .. و نگاهش حیادار .. و زیادی مأمور و مسئول ! :|..مرگ یه انتقاله .. یه لحظه ، ازین دنیا به جایی به قطع بهترین .. اونجایی که عدالت خدا تنها حاکمشه ، حکم به دوزخم که داده شه ، برای من دوسداشتنیتر از نفسکشیدن لای قضاوتای آدماس ...+ دلیلی نداره که نترسم ! عمل من از عدالت خدا سواس سنجاق بشهـ بهـ: پرچنهـُ الله مددی, پرچنهـ و پرچنگياش + نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن ۱۴۰۱ساعت 3:52  توسط پُرچِنهـ هه  | 

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 18 بهمن 1401 ساعت: 11:20

بسم اللهاین ننگ بدتره که چِش سرمون شمارو ندیده باشه ، یا دیده و نشناخته باشه هزارم که بگی تموم شبای این سالا ، سرمون تکیهداده به بازوی شما بوده کس نداند ، خدای داند و بسعشقهایی که با نگار کنیم + کی میتونه مرز ادعا و حقیقتو ببینه ، جز شاهد بیادعا ؟!* مولاناسنجاق بشهـ بهـ: پرچنهـُ یوسفش + نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن ۱۴۰۱ساعت 0:17  توسط پُرچِنهـ هه  | 

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 18 بهمن 1401 ساعت: 11:20

بسم الله

تو گریه هم میکنی ؟ وقتی آدما گناه میکنن ، بیشتر .. یا وقتی آخرین ذره امیدشونو بهت گم میکنن ؟

اونا حتی آرزو نمیکنن که کاش به غیر تو امیدی میداشتن

+ تو گریه هم میکنی ؟


سنجاق بشهـ بهـ: پرچنهـُ یوسفش
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن ۱۴۰۱ساعت 6:53  توسط پُرچِنهـ هه  | 

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 13:14

بسم اللهچه اتفاقی افتاده ؟ ممکنه خدا چیزاییو توو وجودمون تعبیه کرده باشه برا روز مبادا ؟ این حالا دلمشغولی این روزامه..اینکه بخوای چیزی با تلقین و اصرار به داشتنش در فکرت ، رؤیابافی یا نوشتنش روی کاغذ برات بدستآوردنیبشه ، زیادی زرده .. زیادی تخیلیتو وقتی میرسی بهش که بهعلاوه شدنیبودنش ، خواستن ، تجسم ، فکرکردن و نوشتنش ، بهت انگیزه بده برای حرکت ، جستجو و بهدست آوردن اون چیز / کس / هدف عمل.. عمل .. عمل ، این یکی خیلی مهمه..ممکنه هم بهچیزی برسی ، نکتهای ، کلمه قصاری ، قاعدهای .. حالا توی هر سنی .. بدون هیچ پیشفرضی که متوجهش بودهباشیچه اتفاقی افتاده ؟ ممکنه خدا چیزاییو توو وجودمون تعبیه کرده باشه برا روز مبادا ؟..و همه چیزم با اراده و انگیزه و عمل ، بهدستآوردنی .. نیست :)سنجاق بشهـ بهـ: پرچنهـ و پرچنگياش + نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن ۱۴۰۱ساعت 8:49  توسط پُرچِنهـ هه  | 

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 4 بهمن 1401 ساعت: 17:51

بسم اللهوقتی به باورهای درست کسی توهین میکنی ، وقاحت توئه که بیشتر از شناعت کلماتت توو ذوق میزنه...زورِ باورهای درستِ شکلگرفته در جوونی / میانسالیت به باورهای غلطِ از بچگی فروشده در ذهن و روحت رسیده ؟ ...از کجا معلوم درسته ؟ تو از کجا نادرستیشو فهمیدی ؟..من عادت دارم جوالدوزو هم به خودم بزنم ؛) .+ وقتی دارم سعی میکنم آدم بشم / باشم سنجاق بشهـ بهـ: پرچنهـُ الله مددی, پرچنهـ و پرچنگياش + نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن ۱۴۰۱ساعت 0:23  توسط پُرچِنهـ هه  | 

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 4 بهمن 1401 ساعت: 17:51

بسم اللهمیدونی اونی که همه امیدش خدا بوده ، کجا فرو میریزه ؟ بعد کدوم نه شنیدنی ؟در واقع فرو ریختنی در کار نیس :)این از منه و اعتقادم .. بعد یه عمر که بهم نه گفتی+ إِنّ قَوْمَاً عَبَدُوا اللّهَ شُكْراًبیا ! ادعام کردم که اگه قراره بسوزه ، بسوزه .. من خدای سوزاننده رو نمیخوام .. خدای محمد (ص) و میخوام .. پیامبرِ رحمت .. اندازهای که هستیسنجاق بشهـ بهـ: پرچنهـُ الله مددی, پرچنهـ و پرچنگياش + نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی ۱۴۰۱ساعت 4:48  توسط پُرچِنهـ هه  | 

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 19:33

بسم اللهفرق زیادیه بین عمد و سهوی که وقتی متوجهش میشیم تصمیم میگیریم دیگه مرتکبش نشیمحالا من این چیزارو تازه شنیدم « تبادل ادمینی »دخترو ناراحت که گفتن دفتر مراجع ، حرام اعلامش کردن ! بگن .. مردم زیاد حرف میزنن .. خودت استفتا کن . فرضن حرامم اگه بود ( که فینفسه* نیس ) سهوی بوده کارتاحتمالا انقد پیچیدن به پر و پاش که آخرش بهش قبولوندن گناه کرده و مرتکب حرام شده !با احترام ! مَیْگ بهتون :) به نفع خودمون ، مؤمنیم و به نفع دیگرون ... جای خالیشو نمیدونم با چی پر کنم . مخلص اینکه فقط حق خودمون ، حق الناسه و براش تا خرتناق ، طرفو میدریم ، از هر طرفی که راه داد .. اما حس گناه و عذابدادن به دیگرون ، گناه و حقالناس نیس !+ استفتا یعنی سؤال و درخواست فتوا و حکم شرعی از مرجع تقلید ( مجتهد )* تبادل ادمینی ، به خودی خود اشکالی ندارهسنجاق بشهـ بهـ: پرچنهـ و پرچنگياش + نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی ۱۴۰۱ساعت 0:34  توسط پُرچِنهـ هه  | 

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 19:33

صفحه بندی